به فرمان شارل آنژو در 1282، نسخه‌ٴ مصور زيبايي از حاوي (در پنج مجلد بزرگ‌) فراهم شد، كه اينك‌، در كتاب‌خانه‌ٴ ملي پاريس است‌. در آن سه تصوير از مترجم ديده مي‌شود، كه احتمالاً قديمي‌ترين تصاوير موجود از يك يهودي است‌. ترجمه‌ٴ فرج در 1486 در برشا چاپ شد، و اين‌ بزرگ‌ترين و سنگين‌ترين كتاب چاپي قديمي (20 كيلو) بود.

ج‌. از عربي به اسپانيايي و به پرتغالي‌

آلفونسوي دهم‌، فرزانه‌1

آلفونسوي دهم‌، ملقب به فرزانه (يا دانشمند)، شاه كاستيل و ليون از 1252، تا هنگام مرگش‌، در اشبيليه به سال 1284.
پدرش سان فرناندو (فرديناند سوم ملقب به قديس 1199 ـ اشبيليه 1252) با فتح قرطبه در 1236، اشبيليه‌، قلمرو مرسيه‌، جَيّان (1246) و سپس‌، كاهش قلمرو دولت مسلمان غرناطه به‌ منطقه‌ٴ كوچكي در ساحل جنوب شرقي اسپانيا، قلمرو دولت كاستيل و ليون را، به زيان‌ مسلمانان‌، گسترش چشمگيري بخشيد. آلفونسو پيش از مرگ فرديناند، فرمانرواي ولايت‌ تازه فتح‌شده‌ٴ مرسيه بود. او طبعاً در محيطي معنوي تربيت شد كه تحت تأثير فرهنگ اسلامي و يهودي بود. هنگام توقف در مرسيه‌، فرمان داد براي محمد رقوطي مدرسه‌اي ايجاد شود تا به‌ تعليم مسيحيان‌، مسلمانان و يهوديان بپردازد؛ ايجاد دانشگاه سالامانكا را در 1254، به اتمام‌ رساند و همان سال‌، در اشبيليه يك مدرسه‌ٴ عربي و لاتيني تأسيس كرد كه در آن پزشكان‌ مسلمان با استادان مسيحي همكاري مي‌كردند.
وي جمعي از فضلاي يهودي و مسيحي را در اطراف خود جمع كرد تا كاري را كه پدرش آغاز كرده بود، يعني انتقال معارف اسلامي به قلمرو مسيحيت‌، و ترجمه‌ٴ آثار عربي به زبان اسپانيايي‌ را، دنبال كنند. فرديناند از تأليف كتاب‌هاي سخنان خردمندان و گل‌هاي حكمت حمايت كرده بود. آلفونسو فرمان داد كليله و دمنه‌، سرالاسرار، قانون‌، آثار مربوط به تلمود، و نوشته‌هاي قبّاله‌اي و تعدادي رساله‌هاي نجومي به زبان كاستيلي ترجمه شود؛ در مورد اخير مفصل‌تر سخن خواهم‌ گفت‌، ولي بايد ابتدا، برخي اشاره‌هاي كلي بكنم‌.
در مورد اهميت كار آلفونسو در مقام مروج ترجمه و تحقيق علمي جاي گزاف نيست‌. او را مي‌توان موجد علم اسپانيا نام نهاد؛ او بزرگ‌ترين واسطه‌ها ميان معارف عربي واروپايي بود.
از سوي ديگر،بايد اعتراف كرد كه در مقام شاه و سياستمدار لياقت اندكي از خود نشان داد. مثل مشهوري كه مي‌گويداو آن‌قدر به چيزهاي آسماني توجه كرد تا تاج را بر روي زمين گم كرد،


Alfonso X El Sabio .1